تبليغاتX
جنگ زده - قرارمون یادت نره

سلام رفیق! توی رسم تو که ناراحتی و قهر نبود.بود؟! از همون روز اول آشنائیمون تا جائیکه یادم هست تا خسته می شدم،قهر می کردم تو می اومدی پیشم و کمکم می کردی. میدونم! خوب یادم هست! شاید گاهی فراموشکار بشم  ولی بی معرفت نیستم به خدا!

فکر نکنی تولدت رو تبریک نگفتم یادم رفته بود؛ بازم نه به خدا! دستم خالی بود برای هدیه گرفتن.هی امروز و فردا کردم دستم پر بشه ...نشد.می بینی که این هدیه هم ارزش تو رو نداره. درسته من یه سال بعد از تولدت به دنیا اومدم ولی تاریخ تولدت همیشه تو خاطرم هست 31 شهریور 1359.

رفیق!دیدی یادمه.آخه منم از روزی متولد شدم که با تو آشنا شدم .دوست شدم...

رفیق!رفیق! قبلا که می اومدم سر قرار یادته نادونی میکردم برات فاتحه میخوندم. یادته؟ الان که میام دیگه نادونی نمیکنم. دست میذارم رو نشون گمنامیت ، رو همون کلمه"شهید" و برای خودم فاتحه میخونم.

رفیق! قرارمون که یادت هست؟ هر وقت یادم افتادی برام فاتحه بخونی.

راستی تا یادم نرفته....تولدت مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 15:1  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بسم الله
کوچیک که بودم خیلی عصبی بودم.باهمه دعوامیکردم.دندونام رو میگذاشتم روهم و فشارمی دادم.دوران کودکیم اوج جنگ بود.یه فامیل داشتیم که هر وقت منو می دید می گفت چطوری جنگ زده. من هم عصبانی می شدم می گفتم خوبم زنگ زده.برای وبلاگم فکر کردم چه اسمی بگذارم یاد همین جنگ زده افتادم. اما باور کنید الان جنگ زده نیستم....نمی دونم شاید هم باشم.

پیوندهای روزانه
شهیدبهشتی
عین صاد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
پیوندها
گاهی وقت ها(مریم دهخدایی)
مجید احسانی
مجتبی حسینی
كلاغ سياه(داداشم)
میثم سعادت
محسن توسلی
تازیانه نیچه(امیر حسین هاشمی)
خاطرات یه معلم(احمِد)
همین جوری(علی مسیحی )
سجاد صالحی
غرغرهای نن جون
ابوالفضل میرزایی
هنر سیاست بازان
محمد پوربخش
بتکده
محمد صادق درویشی
طلبه ای از نسل سوم
محمد مهدی اسلامی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان